مطالب کارآفرینی
+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم مهر 1390ساعت 11:55  توسط علی اجلالی | 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم مهر 1390ساعت 11:54  توسط علی اجلالی | 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم مهر 1390ساعت 11:54  توسط علی اجلالی | 

خوب کار کردن و کار خوب کردن(بحثی درباره ضرورت کمال گرایی)
پدید آورنده : محمّد اسفندیاری ، صفحه 26

من نمی گویم سمندر باش یا پروانه باش

چون به فکر سوختن افتاده ای، جانانه باش

ستاره راهنمای نویسنده در این مقاله، حدیثی از صادق آل محمّد(ع) بود در تفسیر یک ایه قرآن. نخست از این ایه آغاز می کنیم:

الّذی خَلَقَ المَوتَ و الحیاةَ لِیبلُوَکُم أحسَنُ عَمَلاً.1

خداوند، مرگ و زندگی را بیافرید تا شما را بیازماید که کدام یک کاری بهتر می کنید.

از امام صادق(ع) درباره ایه مزبور، روایت شده است:

لیس یعنی أکثر عملاً ولکن أصوبکم عملاً.2

مقصود، عمل بیشتر نیست، بلکه عمل بهتر است.

همچنین پیامبر خدا(ص) فرموده است:

إنّ الله تعالی یحبّ مِن العاملِ إذا عَمِلَ أن یحسِن.3

خداوند، دوست دارد که هر کارگزاری که کار می کند، نیکو کار کند.

نیز آن حضرت در حدیثی دیگر فرموده است:

إنّ الله تعالی کتب الإحسان علی کلّ شیء.4

خداوند، در هر کاری، نیک انجام دادنِ آن را فرمان داد.

کلیدواژه این احادیث، «احسان» است. احسان در این احادیث به معنی «کار نیک کردن» نیست؛ بلکه به معنی «نیک کار کردن» است. یعنی هر کس کاری می کند، باید آن را نیک (درست و استوار و محکم)، انجام دهد. شاهد، این که در برخی احادیث به جای کلمه احسان، «اِحکام» و «اِتقان» آمده است. شاهد دیگر، این که در ادامه همین حدیث آخر آمده است: «هر گاه حیوانی را ذبح می کنید، درست ذبح کنید. کارد را خوب تیز کنید و ذبیحه را راحت سازید».

در روایتی دیگر آمده است که کسی از امام صادق(ع) پرسید: «احسان چیست؟». آن حضرت فرمود:

إذا صلّیتَ فأحسِن رُکوعَک و سُجودَک و إذا صُمتَ فتَوقَّ کلَّ ما فیه فسادُ صَومِک.5

احسان، این است که چون نماز می گزاری، رکوع و سجودت را نیکو به جا آوری، و هر گاه روزه گرفتی، از هر آنچه روزه ات را تباه می کند، دوری گزینی.

در سیره پیامبر(ص) آمده است که چون سعد بن معاذ درگذشت و پیکرش را به لب قبر آوردند، آن حضرت به درون قبر رفت و پیوسته می گفت: «سنگ بدهید، گِل بدهید» تا این که درز خشت ها را پر کرد و قبر را هموار ساخت. چنین می نماید که پیامبر، آن قدر قبر را خوب درست کرد که اصحاب در شگفت شدند که چرا این همه محکم کاری در ساختن یک قبر! پس آن حضرت فرمود:

إنّی لَأعلم أنّه سیبلی و یصلُ إلیه البَلی و لکنّ الله یحبُّ عبداً إذا عَملَ عملاً أحکمَه.6

می دانم که به زودی فرسوده می شود و می پوسد؛ امّا خداوند، بنده ای را دوست دارد که چون کاری انجام می دهد، آن را درست (استوار) انجام دهد.

همچنین امیر المؤمنین فرموده است:

قیمةُ کُلَّ امریء ما یحسِنُه.7

ارزش هر کس به چیزی (کاری و هنری) است که آن را نیکو می داند (انجام می دهد).

از این حدیث، ترجمه های نادرستی شده است.8 یک ترجمه نادرست، این است که «ما یحسنه» را ما «یعلَمُه» معنی کرده و گفته اند که یعنی ارزش هر کس به آن چیزی است که می داند.9

در پیش گفتیم که «احسان» در این احادیث، به معنی «نیک کار کردن» است. در حدیث مورد بحث، منظور، این است که ارزش هر کس به کاری و هنری است که آن را نیکو می داند و نیکو انجام می دهد. مقصود، دانستن نیست؛ بلکه نیکو دانستن و نیکو انجام دادن است. به دیگر سخن، در حدیث مزبور، ارزش هر کس به تخصّص وی و به کار بستن تخصّصش دانسته شده است.

به یک اشتباه دیگر نیز اشاره می کنیم: «ما یحسِنُه» در این حدیث، فقط به معنی «نیکو دانستن» نیست؛ بلکه «نیکو انجام دادن» هم مورد نظر است. نمی شود احسان را، که به معنی نیکو دانستن و نیکو کردن است، به جزئی از آن، محدود کرد.

حدیثی دیگر از امیر المؤمنین روایت شده که، در واقع، مقدّمه یا جمله پیشین حدیث مزبور است:

النّاسُ أبناءُ ما یحسِنون.10

مردم، فرزند چیزی هستند که آن را نیکو می دانند (انجام می دهند).

درباره این حدیث، توضیحی لازم است: می دانیم که هر کس به پدرش شناخته می شود. مثلاً می گویند: فرزند فلانی است. امّا اگر انسان، چیزی را نیکو بداند و نیکو انجام دهد (تخصّص داشته باشد)، به آن نیز شناخته می شود. مثلاً می گویند: فلانی پزشک خوبی است، فلانی صنعتگر خوبی است و فلانی کشاورز خوبی است. به عبارت دیگر، تخصّص انسان می تواند جایگزین نام پدرش شود و آن را تحت الشّعاع قرار دهد، چنان که در معرّفی هر متخصّص، به جای این که بگویند فرزند فلانی است، می گویند تخصّصش فلان است.

مقصود امیر المؤمنین، این است که کیستی هر کس را نه نسبتش، که تخصّصش معلوم می کند. مهم نیست که هر کس فرزند کیست، مهم، این است که خودش چیست. ارزش انسان نه به گوهرش، که به هنرش است. به گفته نظامی، در نصیحت به فرزندش:

چون شیر، به خود، سپه شکن باش

فرزند خصال خویشتن باش.11

از این ایات و روایات، نتیجه می توان گرفت که کار نیک کردن، چیزی است و نیک کار کردن، چیزی دیگر! در اسلام، هم به آن و هم به این، سفارش شده است؛ امّا در میان مسلمانان، معمولاً از نیک کار کردن، غفلت گردیده است؛ هم غفلت در نظر (یعنی از این نظریه)، و هم غفلت در عمل.
نیکوکاری

غالباً چنین پنداشته می شود که نیکوکاری یعنی کار نیک کردن، در حالی که این، تنها نیمی از تعریف نیکوکاری و نیمی از حقیقت است. نیکوکاری یعنی کار نیک کردن (اوّلاً)، و نیک کار کردن (ثانیاً). مختصر، این که: نیکوکاری یعنی کار نیک کردن!

بسا کسی که کار نیک می کند، امّا نیک کار نمی کند! و بسا کسی که کار نیک نمی کند، ولی نیک کار می کند! هیچ یک از این دو، نیکوکار نیستند؛ و البتّه فرد دوم، از نیکوکاری دورتر است. پس نیکوکاری، آمیخته از دو جزء است: یک جزء آن (کار نیک کردن)، مهم تر است؛ ولی جزء دیگر (نیک کار کردن)، از آن، جدایی ناپذیر است (گرچه اهمیت کمتری دارد). غالباً به آن جزء مهم تر عنایت می شود و از این جزء مهم، غفلت می گردد. نتیجه، این که ماهیت نیکوکاری، که از این دو مهم تر است، نزد بسیاری مجهول مانده است.

مستند نویسنده در تعریف نیکوکاری، روایاتی است که گذشت. افزون بر آنها، در روایتی از امام صادق(ع) به هر دو جزء نیکوکاری اشاره شده است:

إذا أحسن المؤمن عملَه ضاعَفَ الله عملَه بکُلِّ حَسَنةٍ سَبعَمائة.12

هر گاه مؤمن، کارش را نیک انجام دهد، خداوند، هر کار نیکش را هفتصد برابر می گرداند.

در این حدیث، اشاره به دو چیز است: یک اشاره به کار نیک کردن است و یک اشاره به نیک کار کردن. و جالب توجّه است که آنچه موجب پاداش بیشتر می گردد، نیک کار کردن است.

ادامه این حدیث نیز مستند دیگری است برای این تعریف از نیکوکاری. در ادامه حدیث بالا آمده است:

فأحسِنوا أعمالکم الّتی تَعمَلونَها لِثوابِ الله.13

کارهایی را که برای پاداش گرفتن از خدا انجام می دهید، نیکو انجام دهید.

در این جا هم اشاره به دو چیز است: یک اشاره به کار نیک کردن است (عمل برای ثواب) و یک اشاره به نیک کار کردن.

در دو بخش این حدیث، اساساً سخن، نه درباره کار نیک کردن، که درباره نیک کار کردن است.14 مقصود، این است که نیک کار کردن، پاداش کار را تا هفتصد برابر می کند.

از مجموع ایات و روایاتی که آوردیم، اصل دیگری می توان استنتاج کرد که من آن را «کمال گرایی» می نامم. هر کسی، در هر کاری، باید کمال گرا باشد و کامل و تمام بخواهد. خوب یاد بگیرد و خوب یاد بدهد و خوب به کار بندد و خوب بخواهد. یک کار را خوب انجام دادن، بهتر است از صد کار را خوب انجام ندادن. کاری خُرد را خوب انجام دادن، بهتر است از کار بزرگی را خوب انجام ندادن. نظامی، در ادامه همان نصیحت به فرزندش، می گوید:

می کوش به هر ورق که خوانی

کان دانش را تمام دانی

پالان گری به غایت خود

بهتر ز کلاه دوزی بد.

امروزه ما مسلمانان در نیک کار کردن و کمال گرایی، از بسیاری پس افتاده ایم. بیشترین دغدغه ما کمّیت است و غالباً به عدد و رقم، دل خوشیم و از کیفیت، غافل. همه چیز را سرسری می گیریم و هر کار که می کنیم، برای از سر باز کردن است. کارها و کالاهایمان بی کیفیت اند و دستاوردهای فرهنگی و صنعتی و کشاورزی مان، ضعیف و نازل. در نتیجه، همواره به دست بیگانگان نگاه می کنیم و برای کالاهای خارجی دست و پا می زنیم.

سالانه پول فراوانی از ایران خارج می شود وصرف خرید کالاهایی می گردد که ایرانی می تواند مانند آن را بسازد؛ ولی نمی سازد. اینک تعبیر «جنس ایرانی» یعنی یک ناسزا، و تعبیر «جنس خارجی» یعنی یک افتخار. قلم و کاغذ و نخ و سوزن نیز از خارج وارد می شود.

در زیر آسمان ایران، هر چیزی یک کاریکاتوری دارد، و همین کاریکاتور است که بیشتر رواج دارد. ایرانی هر چیزی می سازد، ولی عادت کرده است که از هر چیز، کاریکاتور آن را بسازد. ساعت می سازد، امّا دقیق نیست. چاقو می سازد، امّا تیز نیست. اخیراً که هنر به خرج داده، چسبی ساخته که چسبان است!

خواننده می داند که یکی از مکتب های رایج در جهان، سمبُلیسم است؛ امّا این هم دانستنی است که رایج ترین مکتب در میان ما سمبَلیسم است. تعبیر «سمبَل کردن» در گذشته نبود؛ از بس کارهایمان سرسری و فاقد کیفیت شد، این تعبیر و مانند این،15 ساخته شد. امروزه بسیاری پیرو سمبَلیسم هستند و کارشان، سمبل کردن کار! هیچ کاری را درست و استوار انجام نمی دهند و به حفظ ظاهری اکتفا می ورزند.
کارِ بزرگ تر، کمال گرایی بیشتر

پیامبر(ص) در ساختن یک قبر نیز کامل گرا بود و محکم کاری می کرد. قابل تأمّل است که: 1. این کمال گرایی، نه برای انسانی زنده، که برای یک مرده بود؛ 2. این کمال گرایی، برای کالبدی بود که پس از چندی می پوسید؛ 3. این کمال گرایی، برای بنایی بود که با گذشت چند سال، خراب می شد؛ 4. این کمال گرایی، برای بنایی بود که با خراب شدنش زیانی حاصل نمی شد؛ 5. این کمال گرایی، برای بنایی بود که در شریعت همان پیامبر، تجدید بنای آن، مکروه است.

آموزنده است که پیامبر، اصل کمال گرایی را با ساختن یک قبر به مسلمانان آموخت. قبر، کم اهمّیت ترین بنایی است که انسان می سازد. پس هنگامی که در ساختن یک قبر باید کمال گرا بود، روشن است که در چیزهای دیگر، چه قدر باید دقّت ورزید و ریزه کاری کرد. اگر پیامبر(ص) در ساختن مسجدی یا خانه ای محکم کاری می کرد، پنداشته می شد که این کار به علّت اهمّیت مسجد و خانه است؛ امّا پیامبر، این درس را با ساختن قبری به همگان آموخت؛ یعنی کمال گرایی یک اصل است، چه در ساختن یک قبر و چه در ساختن یک شهر.

البتّه هر اندازه کار انسان مهم تر باشد، باید بیشتر کمال گرا باشد. در کارهای بزرگ، کوچک ترین سهل انگاری ممکن است بزرگ ترین فاجعه را به بار آورد. مهندس هواپیما، خلبان، پزشک، مُفتی، نویسنده و مانند اینها، باید بیش از دیگران کمال گرا باشند و از کوچک ترین چیزی چشمپوشی نکنند. سهل انگاری مهماندار هواپیما در پذیرایی از مسافران، چندان زیانبخش نیست که مسامحه خلبان در هدایت آن.

گفتنی است در تاریخ، همه کارهای بزرگ، دسترنج کمال گرایان است. مخترعان، مکتشفان، شاهکارآفرینان و سرآمدان علوم، همه و همه، کمال گرا بودند. چه بسیار افرادی که از اینها با استعدادتر بودند، امّا چون کمال گرا نبودند، شاهکاری نیافریدند. آن که کمال گرا نیست، بسیاری از استعدادهایش را از قوّه به فعل در نمی آورد؛ ولی کسی که کمال گراست، همه توانایی هایش را شکوفا می کند و برگ و بار می دهد. ممکن است فردی کمال گرا، با نیمی از استعدادهای نوابغ، کاری کند که نوابغ نتوانند نیمی از آن کار را بکنند. نابغه ای که کمال گرا نیست، نبوغش را عاطل و بی استفاده می گذارد.

مناست است حکایتی از «تذکرة الأولیاء» آورده شود که تفسیر خوبی از کمال گرایی به دست می دهد:

در بغداد، دزدی را آویخته بودند. جُنَید برفت و پای او را بوسه داد. او را سؤال کردند. گفت: هزار رحمت بر وی باد که در کار خود، مرد بود و چنان این کار را به کمال رسانید که سر در سرِ آن کرد.16

خواننده عنایت دارد که اگر کسی با انگشت به ماه اشاره می کند، نباید انگشت او را دید؛ بلکه باید ماه را دید. در این حکایت نیز نباید دزد را دید؛ بلکه باید کمال گرایی او را دید. مقصود، کمال گرایی کسی است که در کارش تا پله آخر رفته و به اندک، بسنده نکرده بود. وی کارش را خوب انجام داده بود؛ امّا کاری خوب انجام نداده بود. پس آنان که کار خوب می کنند، باید خوب کار کردن را نیز بیاموزند.
کمال گرایی در مسائل دینی

کسی که کاری می کند، کافی نیست که کارش خلاف شرع نباشد؛ بلکه باید کامل نیز باشد. اگر کالایی می سازد، خوب بسازد؛ و اگر خدمتی می کند، خوب این کار را بکند. این اصل در حوزه مسائل دینی نیز صادق است. یعنی صحیح بودنِ عمل، کافی نیست؛ بلکه کمال عمل نیز لازم است. کافی نیست نماز و روزه کسی صحیح باشد؛ بلکه باید کامل نیز باشد. به حدّاقلّ تکلیف های دینی پرداختن، امّا آنها را درست به جا آوردن، بهتر است از عمل به حدّاکثر، ولی بدون کیفیت. در هر کاری، از جمله در دین، کیفیت، مهم تر از کمّیت (یعنی حجم و تعداد و مقدار) است. کیفیت برتر، بهتر از کمّیت بیشتر است. بیشتر، بهتر نیست؛ بلکه دقیق تر، بهتر است. و چه بسا همان چیزی که کمتر و بهتر است، بیشتر شود، امّا بیشتر از میان برود. به فرموده امیر المؤمنین:

قد ینمی القلیلُ فیکثُر و یضمَحلُّ الکثیرُ فَیذهَب.17

گاه چیز اندک، می بالد و بسیار می شود، و چیز بسیار، از میان می رود.

غالباً میان کمّیت و کیفیت، نسبتِ عکس برقرار است: هر چه به کمّیت افزوده شود، از کیفیت کاسته می شود؛ و هر چه کیفیت بهتر شود، از کمّیت کاسته می شود. پس باید انتخاب کرد و انتخاب بهتر، این است که اصل را بر کیفیت گذاشت و بدان عنایت کرد و پس از آن، به کمّیت اندیشید.

آنان که عقلشان به چشمشان است، بیشتر را بهتر می پندارند. فقط عدد و رقم را می فهمند و با آمار و ارقام، سر و کار دارند. نقل است که یکی از پادشاهان ایران، دستور داده بود 999 کاروان سرا بسازند. وی عمد داشت که این رقم را به هزار نرساند و در توجیه آن می گفت: اگر هزار کاروان سرا بسازم، در یک کلمه می گویند که هزار کاروان سرا ساخت، امّا اینک می گویند 999 کاروان سرا! باری، کمّیت گرایی، اگر با اندکی بلاهت ترکیب شود، نتیجه این می شود که 999 بیشتر از هزار است. پادشاه نمی فهمید که برای این منظور، باید 1001 کاروان سرا بسازد. به علاوه، نمی دانست که یک کاروان سرای آباد، بهتر است از هزار کاروان سرای خراب!

باور کنید که بسیاری از ما هنوز به جلو نیامده ایم. منطقمان همان منطق کاروان سرایی است و «بیشتر» و «بهتر» را مترادف می پنداریم. از سلطه کمّیت، نجات نیافته ایم و دغدغه کیفیت نداریم. نویسنده خوب را کسی می دانیم که کتاب های بسیاری دارد. تولید کننده موفّق را کسی می پنداریم که تولیداتش بیشتر است. مدیر کارآمد را کسی می دانیم که آمار و ارقام بیشتری ارائه می کند. کسی را مؤمن تر می شماریم که بیشتر ذکر بر لب دارد!
سخن آخر

در پایان، لازم می اید یادآور شویم که اگر کمال گرایی به افراط کشیده شود، مانند هر افراط دیگری، زیانبار است. افراط در کمال گرایی، وسواس است و بیماری. سخن ما این است که یک کار را خوب انجام دادن، بهتر است از صد کار را خوب انجام ندادن؛ امّا اشخاص وسواسی بر آن اند که یک کار را صد بار خوب تر انجام دادن، بهتر است از صد کار را خوب انجام دادن. شخص وسواسی، در هر کاری، حتّی کاری خُرد، به خوب بسنده نمی کند، بلکه به بارها خوب تر خرسند می شود. حاصل، این که یک کار می کند و از صد کار باز می ماند، در حالی که اگر انسان، صد کار را خوب انجام دهد، بهتر از این است که یک کار را صد بار خوب تر انجام دهد.

پی نوشت ها:

1 . سوره مُلک، ایه 2. نیز، ر.ک: سوره کهف، ایه7 و 30؛ سوره هود، ایه7.

2 . الکافی، کلینی، تهران: المکتبة الإسلامیة، ج2،ص13.

3 . الجامع الصغیر، سیوطی، تحقیق: عبد الله محمّد درویش، ج1، ص221.

4 . همان، ج1،ص210.

5 . نور الثّقلین، حُوَیزی، تصحیح: سید هاشم رسولی، ج1،ص181.

6 . وسائل الشّیعة، شیخ حُرّ عاملی، تحقیق: مؤسّسة آل البیت، ج3، ص230. در همین منبع (ص229)، رفتار مشابهی از پیامبر، مربوط به هنگام دفن فرزندش ابراهیم، نقل شده است.

7 . نهج البلاغة، حکمت81.

8 . یک ترجمه نادرست، این است: «ارزش هر انسانی بسته به آن چیزی است که انجام می دهد». ترجمه دیگر: «مرد را آن بهاست که در دیده اش زیباست». ترجمه دیگر: «ارزش هر کس به چیزی است که برای آن، ارزش قائل است». ترجمه دیگر: «بهای هر شخصی به اندازه اعمال نیک اوست». ترجمه دیگر: «بهای هر مردی به اندازه نیکی اوست». همه این ترجمه ها، که از ذکر نام مترجمانش معذورم، نادرست اند.

9 . منشأ این اشتباه، این است که امیر المؤمنین در حدیثی دیگر فرموده است: «قیمة کلّ امریء ما یعلمه». در حالی که این، یک حدیث است و آن، حدیثی دیگر؛ و هر یک در جایی گفته شده و ناظر به چیزی است. «قیمة کلّ امریء»، مبتدایی (نهادی) است که برای آن، چندین خبر (گزاره) می توان تصوّر کرد.

10 . تحف العقول، ابن شُعبه حَرّانی، تصحیح: علی اکبر غفّاری، ص208.

11 . در فرهنگ اسلامی و ایرانی، سخنان بسیاری در این مضمون آمده است که هر کس باید نسبت از خود آغاز کند. نیچه نیز نغز گفته است: «ازین پس نه جایی که از آن می ایید، بلکه جایی که بدان روانید، شرف شما خواهد بود... . نژادگان شما نمی باید به فراپشت، بلکه باید به فراپیش بنگرند» (چنین گفت زرتشت، فریدریش نیچه، مترجم: داریوش آشوری، ص309).

12 . نور الثّقلین، ج1، ص181.

13 . همان جا.

14 . راوی این حدیث، به درستی مقصود امام را دریافته بود که در پایان حدیث، از آن حضرت پرسید: «نیک کار کردن یعنی چه؟ (ما الإحسان؟)». آن گاه امام فرمود: «احسان، این است که چون نماز می گزاری، رکوع و سجودت را نیکو به جا آوری...» (این بخش از حدیث را پیش تر نقل کردیم).

15 . از جمله: به هم ور کردن، از سر باز کردن، کشیدن و رفتن، الک دولک زدن، سرِ هم بندی کردن.

16 . تذکرة الأولیاء، عطّار نیشابوری، تصحیح: محمّد استعلامی، ص431.

17 . بحار الأنوار، علّامه مجلسی، ج75، ص12

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم مهر 1390ساعت 12:7  توسط علی اجلالی | 


1. نام شعر: همت مضاعف کار مضاعف شاعر: محمدرضا ث

بسم الله الرحمن الرحیم
به بهانه نام گذاری سال ۸۹ به سال همت مضاعف و کار مضاعف

خورشید من دوباره ز مشهد طلوع کرد
در سایه سار قبله هفتم خضوع کرد
گفتا برای آتیه‌ی کشوری بزرگ
باید که همّ و کار مضاعف شروع کرد

*******
://rasmezamaneh.blogfa.com
طلبه ای از مشهدالرضا علیه السلام (رسم زمانه)
با تشکر از جناب آقای نیکزاده ...
(ادامه شعر)


2. نام شعر:
تمنا شاعر: (ا.قلندر)

خاتون فرداهاى من!
شب است وباران.
وتا فردا راه درازیست.
بخواب!
که خواب
زیبایى تورا مضاعف میکند.
شهریور1383_ ارومیه ...
(ادامه شعر)


3. نام شعر:
التماس شاعر: (ا.قلندر)

تو اندوه مرا دوباره یادم آوردى.
با تو اشکهایم مضاعف میشوند.
به اندازهء کافى از عذاب نفسهاى تو مرده ام.
خواهش میکنم دکر مرا هدر نده!
فقط برو...
22خردادماه1383_ آکره ...
(ادامه شعر)


4. نام شعر:
فکر شاعر: سید نوید موسوی

دوست دارم در مورد همه چیز فکر کنم
درباره ی کلبه ی متروک وسط باغ
درباره ی رودی که تبدیل شده به یک جاده
درباره ی چوپانی که برّه اش رادر کوهها گم کرده است.
درباره ی حسرت پیز زن بیمار برای رفتن به امام زاده ی بالای تپّه
درباره ی کارگی که دوست دارد یک روز مرخصی با حقوق بگیرد.
و درباره ی خودم که چقدر بی فکرم. ...
(ادامه شعر)


5. نام شعر:
دلتنگ شاعر: نادیا میرسنبل

این روزها قلمم بهانه گیر شده است
بس که درد هایم را شعر کردم
گویی مذاقم به طعم بد عادت کرده است
در هجوم عادت گم گشته ام
جغدوار روزهایم به خواب رفت
و خاطره تنها درد مضاعف شد
.
زیر ذره بین تردید
دزدانه سرک کشیدم
به گمانم بودم !
به گمانم هستم !
یس چرا دلتنگم !؟
یس چرا بی رنگم!؟ ...
(ادامه شعر)


6. نام شعر:
هر بار هربار... شاعر: بهرام ابراهيم پور

كنار ضرب تو دف می شوم، این بار این بار
كنار جمع تو صف می شوم، بی كار، بی عار
اگر ب و الف دو ریشه باشد قسمت این است
كنار تو مضاعف می شوم، هر بار هربار.../ب.الف ...
(ادامه شعر)


7. نام شعر:
عباس خوش عمل کاشانی شاعر: عباس خوش عمل کاشانی

طنز یارانه!
حاجی از کارخانه تا خانه
عصر امروز با تراموا رفت
بر لبش خنده حکمفرما بود
نه از این رو که یک تن از ما رفت
قیمت سکه چون که بالا رفت!
***
بچه های عزیز کارتون خواب!
دختران فراری از خانه!
شادی حاجی مقدس ما
ساعت هشت شب مضاعف شد
چون که خندان کنار خودبرداز
دو برابر گرفت یارانه! ...
(ادامه شعر)


8. نام شعر:
تک ضربه های عقل شاعر: دیگه مهم نیست.

تک ضربه های عقل
در گوشه ی صرافت خزیده ام ..... لب را به دندان می گزم .
جرقه ای مرا به آتش کشید ... پشته ای که بر من بود خاکستر شد.
دست احساسم به گدایی دراز بود .... خود ندانستم.
رهگذران مرا گدا پنداشتند ... دیر فهمیدم.
خورد خورد مرا کمک کردند .....چرا کور بودم ؟؟؟
حاصلش پشته ای بود بر قلب .
چه شیرین بود فشارش بر دل ... نبضی مضاعف از زندگی.
چه سنگین بود آنگاه که بوی صدقه می داد .
بیچاره این دل ...چه ها که بر سرش امد .
چه دیر فهمیدم ..هنوز کودکم. ...
(ادامه شعر)


9. نام شعر:
امید پدیدار من ! شاعر: بهنام جعفری

اگر که باد نباشد
اگر که بید نبود
دگر به زندگی ام لحظه ای امید نبود
به عشق آهنی ام جرئتی مضاعف داد
زنی که شاعر آیات الحدید نبود
زنی که روز و شبش را کنار من طی کرد
و مثل حضرت موعود ناپدید نبود
و لاف بازی عرفان نمی زد او هرگز
و شیخ بولحسن و شیخ بوسعید نبود
و خواهرم که در ابیات فوق گفته شد
شبیه آدمیانی که دیده اید نبود
.......
به شوق کودکیم گیسوانش را کشیدم
ولی شدید نبود
و صاف و ساده بگویم که ترکم می کرد !
اگر که خواهرمن دختر شهید نبود
...
دی م ...
(ادامه شعر)


10. نام شعر:
هجرت به باغ آینه شاعر: جعفر کسمایی

مرثیه ای در پرواز شاهین سخن « احمد شاملو »
با بهره گیری از نام هفت کتاب شعرش
ناگاه
« در آستانه » بود که دیدند
لا جرعه سرکشید
و جام خویش تهی ساخت
از دُرد « لحظه ها و همیشه »
مانند « کاشفان فروتن »
ز « شوکران » !
*
« ققنوس » پیر
در زیر تازیانه ی « باران » لحظه ها
از خویشتن گسست
خاکسترش
باری
« مرثیه » ای است مضاعف
جاری به روی « خاک »
*
در « بامداد »
آیا کدام « آینه » دارد نشانه ای
از درد « آیدا » !؟
*

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم مهر 1390ساعت 12:2  توسط علی اجلالی | 

انسان های موفق چه خصوصیاتی دارند

خود آگاهی مثبت یا خودشناسی
افراد موفق كسانی هستند كه از یك خودآگاهی واقعی برخوردارند. آنها در برابر پیش آمدهای ناگوار، نیازی به داروهای آرام بخش ندارند . آنها خود را به خوبی با مسائل و مشكلات زندگی تطبیق می دهند. افراد موفق خود را می شناسند و می دانند كه هستند ، چه عقیده ای دارند و چه نقشی در زندگی ایفا می كنند و استعداد آنها چقدر است.

ما نیز می توانیم شخص موفقی شویم در صورتی كه:

- 1چشم خود را به امكانات و راه كارهای موجود باز كنیم .

2 - در تغییر وضع زندگی كنونی خود به نیروی كم نظیر باطنی خود متكی باشیم .


افراد موفق در «حال» زندگی می كنند

عزت نفس
«من خودم را دوست دارم و به آنچه كه از پدر و مادرم به من رسیده و در سرشت من به ودیعه گذارده شده ارج می نهم». این گفته ها نظر یك فرد موفق است. این گفته ها كلید اتكا به نفس در شخص است. شما می توانید از همین امروز از عزت نفس بیشتری برخوردار باشید به شرط این که :

?ـ همیشه در زندگی آراسته باشید .

?ـ در هر مكالمه تلفنی یا اولین ملاقات ابتدا نام خود را بر زبان آورده و خود را معرفی كنید. با ارج نهادن به نام خود ، عادت می كنید برای خود ارزش قائل شوید.

3- هنگامی كه فردی از شما تقدیر می كند با كلمه ساده و مؤدبانه «متشكرم» جواب دهید.

?ـ هنگام شركت در سخنرانی و كنفرانس ها در جلوترین صف بنشینید و در صورت امكان بحث كوچكی در جلسه داشته باشید .

?ـ افراشته و مقتدرانه با حالت آرام و گام های بلند راه بروید، ثابت شده افرادی كه چنین راه می روند به خود اعتماد دارند.

?ـ با زبان مثبت و دلگرم كننده صحبت كنید و همواره لبخندی بر لبان داشته باشید.


كنترل خود و قبول مسئولیت
افراد موفق بر این باورند كه خود آنها قادر به كنترل و جلوگیری ازحوادث زندگی بوده و هستند. ما هم از همین امروز برای تقویت حس قبول مسئولیت و كنترل خود وارد عمل می شویم به شرط این كه :

?ـ آشكارا و شرافتمندانه مسئولیت وضع كنونی خود را به گردن گیریم .

2- هر روزه در هر كاری این شعار مثبت را با خود داشته باشیم : «پاداش هایی كه من در زندگی دریافت می كنم دلیل خدماتی است كه انجام می دهم».

3- یك برنامه زمانی منظم برای كارهایتان در نظر بگیرید و كار امروز را به فردا واگذار نكنید.

?ـ لحظه بیداری خود را نیم ساعت جلو بكشید و این نیم ساعت را به این سؤال پاسخ دهید كه «چگونه وقت خودم را امروز برای انجام كارهای مهم تقسیم نمایم ».


خود انتظاری مثبت ( انتظار پیش آمدهای خوب برای خود )
ما معمولاً آنچه را كه انتظار داریم به دست می آوریم . بهترین نشانه بارز و چشمگیر یك فرد موفق، خود انتظاری مثبت او است كه در وی ایجاد یك خوشبینی كامل را می كند. پس از همین امروز برای خود انتظاری مثبت بیشتری وارد عمل شویم به شرط این كه :

?ـ از صبح تا شام با خود از مسائل و مطالب مثبت صحبت كنید و سعی كنید همیشه سازنده و سودمند باشید.

?ـ به مشكلات به عنوان فرصتی برای كسب تجربه، به كار گرفتن خلاقیت و مهارت هایتان نگاه كنید.

?ـ به سلامت خودتان توجه كامل داشته باشید و از استراحت كردن لذت ببرید. ورزش را فراموش نكنید.

?ـ مكالمات روزمره شما نشان دهنده هیجانات درونی و سلامت شماست. پس همیشه صحبت های دلچسب و تقویت كننده روحی به خود و دیگران بگویید.

?ـ با افراد خوشبین و موفق معاشرت داشته باشید.

?ـ با شادی و خوشحالی از خواب برخیزید، در حمام آواز بخوانید، صبحانه را با فرد خوشبین و با نشاط صرف كنید. گاهی به موسیقی های شاد گوش كنید. كتاب ها و مقالات آموزنده و الهام بخش را مطالعه كنید .


وسعت نظر مثبت یا بلند نظری
افراد موفق در «حال» زندگی می كنند . آنها از تجارب گذشته پند می گیرند و از خاطرات خوش آن لذت می برند. افراد موفق هدف هایی را برای آینده قابل پیش بینی خود در نظر می گیرند كه موجب فعالیت روزانه آنها می گردد. افراد موفق «مرگ» را آخرین مرحله زندگی نمی دانند. ما نیز می توانیم وسعت نظر داشته باشیم به شرط این كه :

?ـ از دیگران مانند برادران و خواهران خود مراقبت كنیم.

?ـ برای همسر یا آن كسی كه دوست داریم ارزش قائل شویم و با جمله «من تو را دوست دارم » او را دلگرم كنیم.

?ـ به اشخاصی كه نیاز دارند و منبع درآمدی ندارند كمك مالی بكنیم.

?ـ یك یا دو زبان خارجی بیاموزیم و عادات آن ملت ها را یاد بگیریم .


WWW.P30STATION.MIHANBLOG

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم مهر 1390ساعت 11:57  توسط علی اجلالی | 

« : اوت 21, 2011, 20:57:56 »
اجزای حقوق صاحبان سهام شرکت های سهامی عام به چه صورت است؟سرمایه ی قانونی شامل چیست؟
[/size]در کتاب دکتر تاری وردی جلد یک به صورت زیر تعریف شده است :[/size]
سرمایه پرداخت شده = مبلغ اسمی کل سهام -/+ کسر و صرف سهام
سرمایه قانونی ( ثبت شده) = تعداد سهام صادره * مبلغ اسمی هر سهم
 و بعد در همان جا _ دقیقا " صفحه 94 جلد اول - سرمایه قانونی را از رابطه ی زیر به دست آورده:
کل تعداد سهام * مبلغ اسمی هر سهم!!
و مبلغ اسمی هر سهم* تعداد سهام صادره را " سرمایه - سهام عادی نامیده است!!
و از طرفی در کتاب مروری جامعه بر حسابداری مالی دکتر نوروش سرمایه ی پرداخت شده را به صورت زیر تعریف کرده اند:
1- ارزش اسمی سهام ممتاز یا عادی با عنوان سرمایه قانونی یاد میشود: سهام ممتاز یا عادی
2- که خود به دو بخش صرف سهام و دریافتی از سایر مبادلات نظیر سهام خزانه تفکیک میشود : سرمایه اضافی پرداخت شده
 
ظاهرا تعریف کتاب مرور با با معادله ی تعداد سهام صادره * مبلغ اسمی هر سهم شبهاهت دارد.
 
در مورد این تناقضات و در کل نتیجه گیری اینکه اجزای حقوق صاحبان سهام به چه صورت است و سرمایه ی قانونی چیست اگر میتویند راهنمایی کنید.
ممنون.

شیوا راد

Read more: http://www.forum.tasavi.ir/index.php?PHPSESSID=3998e7bbf54324633c948a17555e8131&topic=898.0#

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم مهر 1390ساعت 11:38  توسط علی اجلالی | 
کارآفرینی د

ر کشاورزی : چالشها و راهکارهاپستتوسط tplink » سه شنبه فروردين ماه 30, 1390 3:50 pm
کارآفرینی در کشاورزی : چالشها و راهکارها
علی رغم گسترش روزافزون دانشکده های کشاورزی در کشور، چراهنوزکشاورزی ایران از توسعه شایسته خودبازمانده است ؟ زمانی عقیده براین بودکه گسترش دانشکده های کشاورزی وتربیت نیروی تحصیلکرده منجربه توسعه کشاورزی خواهدشد. لذا دراین راستا قدمهای زیادی برای تربیت نیروی انسانی ماهر برداشته شد بطوریکه امروزه به جرات می توان گفت کشورمان در زمینه نیروی تحصیلکرده کشاورزی، البته به لحاظ کمی، نه تنها کمبودی ندارد بلکه مشکل بیکاری انبوه فارغ التحصیلان این بخش خود به معضل عمده دیگری تبدیل شده است. به راستی برای رسیدن به توسعه قابل قبول در بخش کشاورزی چه باید کرد؟ با بررسی روند رشد اقتصادی کشورهای توسعه یافته، مشخص می شود که کارآفرینان در رشد اقتصادی و اشتغال زایی نقش زیادی داشته اند. یکی از کارکردهای اصلی آموزش در سطوح مختلف بویژه آموزش عالی تربیت فارغ التحصیلان خلاق و کارآفرین می باشد. نگاهی اجمالی به کارایی فارغ التحصیلان رشته های کشاورزی و توانمندیهای عملی آنها برای ایجاد تحول در بخش کشاورزی کشور نشان دهنده این واقعیت ناخوشایند می باشد که آموزش عالی در رسیدن به این مهم از کارایی چندانی برخوردار نبوده است. سوالی که مطرح می شود این است که موانع تحقق کارآفرینی در آموزش عالی کشاورزی ما کدامند؟ آیا راهکارهایی برای رفع این موانع وجود دارند؟ مطالعه حاضر با هدف پاسخگویی به این سوالات انجام گردیده است. برای رسیدن به هدف فوق از روش مطالعات کتابخانه ای و مصاحبه استفاده شده است. بررسی ادبیات موضوع نشان میدهد آموزش عالی برای تربیت فارغ التحصیلان کارآفرین نیازمند یک سری مشخصه هایی ازقبیل ایجاد محیط انتقادی، آموزش عملی، و.. می باشد. با بررسی نظام مند آموزش عالی کشاورزی کشورمان در ارتباط با این خصیصه ها ضعف و ناکارایی آن در بخشی از زمینه ها مشخص گردید. در بخش بعدی مطالعه، تجربیات موفق صورت گرفته در داخل کشور از جمله تجربه دانشگاه رازی کرمانشاه و دانشگاه فردوسی مشهد و همچنین تجارب کشورهای دیگر از جمله تجربه کشور استرالیا مورد بررسی قرار گرفت و براساس آن راهکارهایی برای تقویت کارآفرینی در آموزش عالی کشور ارائه می گردد.

Entrepreneurship in agriculture: Challenges and Solutions

Abstract

The number of agricultural colleges was increased in Iran, but our country couldn’t carry out appropriate development. The numbers of agricultural colleges were increasing during last decades, but now unemployment of agricultural graduate is one of the most problems in Iran. There is a question that how we can have appropriate agricultural development. Assessing the growth process of developed countries show that entrepreneurs had significant role in this process. Providing creative and entrepreneur graduate is one of the most functions of agricultural higher education. Unfortunately, agricultural higher education in Iran hasn’t successful in this area. What are the barriers of successful agricultural higher education and how we can solve them? The purpose of this study is answering this question. Literature review indicated that successful agricultural higher education needs some characteristics including critical environment, practical education and et al. the successful experiments such as experiment of Razi University in Kerman shah and haxbery model in Australian are considering and in the base of these experiments, some approaches for encouraging entrepreneurship in agricultural higher education are offered.

● مقدمه

زمانی عقیده براین بود که گسترش دانشکده های کشاورزی وتربیت نیروی تحصیلکرده منجر به توسعه کشاورزی خواهد شد. در این راستا قدمهای زیادی برای تربیت نیروی انسانی ماهربرداشته شده است که نگاهی اجمالی به تعداد پذیرش دانشجو در رشته های کشاورزی کنکور سال جاری از یک سو و ظرفیت پذیرش دانشگاه آزاد در این رشته ها ااز سوی دیگر به روشنی بیانگر توجه جدی و کافی به این مقوله می باشد. بطوری که امروزه از نظر تعداد فارغ التحصیلان و دانشجویان رشته های کشاورزی به نظر می رسد کمبودی وجود نداشته باشد. پس اگر از نظر تعداد نیروی تحصیلکرده کشاورزی کمبودی نداریم، چراکشاورزی ما آنطور که باید، رشدنکرده است ؟ واقعیت امر این است که تربیت شدگان آموزش عالی ما در زمینه کشاورزی، فاقد قابلیت ها ومهارتهای عملی و کاربردی لازم هستند، تمایل بسیار شدید این فارغ التحصیلان به جذب در نهادهای دولتی و رضایت آنها به استخدام در این واحدها، حتی با حقوق و مزایای بسیار ناچیز، نشانه بارز و گویایی بر این واقعیت است. درمقابل، این افراد به کار تولیدی رغبت چندانی از خود نشان نمی دهند و اکثرا این گونه کارها را شغلی پرزحمت، کم درآمد و دور از شأن یک فارغ التحصیل دانشگاهی تلقی می کنند. درصورتی که انتظارمسوولین و جامعه از فارغ التحصیلان کشاورزی این است که علاوه بر اشتغال خود، برای افراد دیگرجامعه نیزکار ایجاد کنند و در توسعه کشاورزی نیز نقش اساسی ایفا نمایند.

با بررسی روند رشد اقتصادی کشورهای توسعه یافته، مشخص می شود که کارآفرینان در رشد اقتصادی و اشتغال زایی نقش زیادی داشته اند. یکی از کارکردهای اصلی آموزش در سطوح مختلف بویژه آموزش عالی تربیت فارغ التحصیلان خلاق و کارآفرین می باشد. نگاهی اجمالی به کارایی فارغ التحصیلان رشته های کشاورزی و توانمندیهای عملی آنها برای ایجاد تحول در بخش کشاورزی کشور نشان دهنده این واقعیت ناخوشایند می باشد که آموزش عالی در رسیدن به این مهم از کارایی چندانی برخوردار نبوده است. سوالی که مطرح می شود این است که موانع تحقق کارآفرینی در آموزش عالی کشاورزی ما کدامند؟ آیا راهکارهایی برای رفع این موانع وجود دارند؟ مقاله حاضر با هدف پاسخگویی به این سوالات انجام گردیده است. پیشاپیش یادآور می شود که مطالعه از نوع کتابخانه ای می باشد، لذا انتظار نمی رود از فرمت مقاله های میدانی تبعیت نماید هرچند که سعی می شود تا حد ممکن این فرمت را رعایت نماید.

● هدف

هدف عمده نوشتار حاضر استدلال روی مفاهیم و اهمیت کارآفرینی در کشاورزی و تعیین موانع تحقق کارآفرینی در کشاورزی در کشور و همچنین ارائه راهکارهایی برای تقویت کارآفرینی با توجه به تجربیات موفق انجام گرفته در این زمینه می باشد

● روش تحقیق

همانگونه که قبلاً نیز اشاره شد، این مطالعه از نوع تحلیلی بوده که به روش مطالعه کتابخانه ای صورت گرفته و در قالب مقاله حاضر ارائه گردیده است. آنچه که در دنباله مطالب خواهد آمد، بحث روی پیدا کردن پاسخ برای سوالات مطرح شده از طریق ادبیات موضوع و تجارب موجود است و در انتها ضمن جمع بندی و نتیجه گیری، پیشنهادهایی نیز عرضه خواهد شد.

● اهمیت موضوع

کار آفرینی با کارکردها و پیامدهای مثبتی که دارد، به عنوان راه حلی اساسی برای رفع بسیاری از مشکلات و بحرانهای داخلی و باقی ماندن درعرصه رقابتهای جهانی، از سوی بسیاری از کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه مورد توجه قرار گرفته است.

کشورهای مختلف به سه دلیل برای موضوع کار آفرینی اهمیت قایل شده و به آن پرداخته اند که عبارتند از:

۱) ایجاد و توسعه تکنولوژی

۲) تولید ثروت در جامعه

۳) ایجاد اشتغال

در شرایط فعلی کشور و نیز روند تغییرات بین المللی و پدیده جهانی شدن اقتصاد و با توجه به سه دلیل مذکور، لازم است تا موضوع توسعه کار آفرینی به عنوان برنامه ای راهبردی تلقی و به آن پرداخته شود.

از طرفی، اشباع ظرفیت های استخدامی دولتی و ناتوانی بخش خصوصی در به کار گیری افرا د جویای کار موجب شده که در سالهای اخیر مشکل بیکاری در بین دانش آموختگان دانشگاهی به شدت خود نمایی کند که در صورت عدم توجه به این موضوع و پیش بینی نکردن راهکارهای اساسی و مناسب برای رفع این معضل که در حال حاضر مشکلات اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی وسیاسی را به وجود آورده، جامعه ما را در آینده ای نه چندان دور با بحرانها و چالشهای خطرناک مواجه می نماید .

مساله دیگری که باید به آن اشاره کرد تغییر نیاز های کشور به سمت جذب نیروهای تحصیل کرده ومتخصص است. برای استفاده از فرصت های جدید در عرصه جهانی و پاسخگویی به نیاز های فعلی جامعه در ارتباط با نیروی انسانی متخصص، می بایست در راستای تغییر الگوهای آموزشی، پژوهشی و مهارتها و توانایی هایی که مورد استفاده قرار می گیرد، اقدام نمود.

● کارآفرینی چیست؟

بنا به گفته هافر و بیگریو، علم خوب باید با تعاریف خوب آغاز شود. تعاریف بخصوص در کارآفرینی مهم هستند چراکه بسیاری از واژه ها در عمل رابطه نزدیکی با هم دارند مثل کارآفرین۱، کار متهورانه۲ و کسب و کارهای کوچک که اغلب بجای یکدیگر استفاده می شوند. هنری و دیگران به نقل از جولین و برویات(۲۰۰۰) استدلال می کنند که «تعریف صحیح یک وا ژه زیربنایی است در خدمت سؤالات تحقیق که در یک زمان معین برای یک جامعه علمی سودمند هست. تعجب آور نیست که تعاریف بسیاری از کارآفرین و کارآفرینی در ادبیات تحقیق وجود دارد.

کارآفرین اینگونه تعریف شده است:

مالک یا مدیر یک کسب وکار مهم که با ریسک و ابتکارعمل، در جهت کسب سود تلاش می کند( فرهنگ انگلیسی کالینز).

کارآفرینان کسانی هستندکه توانایی دیدن و ارزشیابی فرصتهای کسب وکار، جمع آوری منابع لازم برای گرفتن سود از آنها، و شروع فعالیت مناسب برای کسب موفقیت را دارا می باشند (Henry et al. ۲۰۰۳).

راجع به کارآفرینی، تعدادی از نویسندگان روی عمل و زمینه متمرکزشده اند. هنری و دیگران به نقل از لاو و مک میلان(۱۹۸۸) کارآفرینی را ایجاد کاری مهم و جدید تلقی می کنند که البته ممکن است در تعدادی از زمینه ها صورت بگیرد. برحسب یادآوری هنری و دیگران به نقل از پلاتو و بیگریو(۱۹۸۹) کارآفرینی را بعنوان یک جریان شدن توصیف می کند تا یک حالت بودن. دیگر نویسندگان نیز بر فرایند و جنبه های مختلف آن تمرکز می کنند:

فرایند خلق چیزهای مختلف و ارزشمند با اختصاص وقت و کوشش لازم، تقبل خطرات مالی، روحی و اجتماعی همراه و دریافت مزدهای ریالی و رضایت شخصی منتج شده.

فرایند شناسایی فرصتها در بازار، مرتب کردن منابع برای تعقیب این فرصتها و تحقق فعالیتها و منابع لازم برای بهره برداری از فرصتها به منظور سود شخصی دراز مدت

مفهوم "کارآفرینی" ریشه در اقتصاد سیاسی دارد، جایی که در آن تأکید عمده برروی فعالیت های افرادی "خاص" در درون محیط اقتصادی است. لغت "کارآفرین" ریشه در قرن ۱۲ میلادی دارد که از واژه فرانسوی "Entreprendre" به معنای"انجام دادن یک فعالیت مختلف و متمایز از فعالیت های معمولی" نشأت گرفته است. واژه مدرن کارآفرین به معنای امروزی آن، از قرن ۱۴ میلادی متداول گردید و بعدها در قرن ۱۸ توسط تاجر فرانسوی "ریچارد کانتیلون" وارد ادبیات اقتصادی گردید.

کانتیلون، کارآفرین را فردی خوداشتغال می داند که از قدرت پیش بینی اقتصادی خوبی برخوردار بوده، تمایل به ریسک داشته و از این طریق سود یا ضرر می کند و در نتیجه به تعادل و پایداری اقتصاد بازار کمک می کند. این تعریف نشان می دهد که نقطه تمرکز کانتیلون در بحث کارآفرینی شخص کارآفرین بوده و برای او عملکرد اقتصادی کارآفرین از ویژگی و رفتارش اهمیت بیشتری دارد.

ژوزف شومپیتر(۱۹۳۴): کارآفرینی را فرایند "تخریب خلاق" می داند. از دیدگاه نامبرده هریک از فعالیت های زیر کارآفرینی محسوب می گردد:

الف) ارائة کالا یا خدمتی جدید؛

ب) ارائة روشی جدید در فرایند انجام کار و تولید؛

ج) گشایش و دسترسی به بازاری تازه؛

د) یافتن منابعی جدید جهت انجام کسب و کار و تولید؛و

ه) ایجادهرگونه تشکیلات جدید.

خلق یک ماهیت جدید اقتصادی متمرکز بر تولیدی تازه یا خدمتی تازه یا حداقل چیزی که با تولیدات یا خدماتی که در جای دیگر بازار عرضه می شود، تفاوت معنی داری داشته باشد (Henry et al. ۲۰۰۳).

هنری و دیگران به نقل از بِرویات و جولیان(۲۰۰۰) یک اظهار عقیده جالب توجه مطرح می کنند که همانطوری که کارآفرینی همراه با فرایند تغییر،ظهور و ابداعِ ارزش جدید است، همچنین یک فرایند تغییر و ابداع برای کارآفرین هم است.

شاید رایجترین تعریف کارآفرین این باشد: «کسی که خودش کسب و کاری را آغاز می کند». یعنی خلق یک کار مهم، که به این فرض منتهی می گردد که کارآفرینی هنری برای شروع یک کسب وکار شخصی است، هر آموزش و پرورشی درباره آن فرد را با مهارتها و تواناییهای لازم برای انجام آن کار آماده خواهد کرد. با وجود این دراکر(۱۹۸۵)، یک دیدگاه بسیار ویژه دارد: (Henry et al. ۲۰۰۳).

برای کارآفرینانه بودن، یک کار متهورانه باید خصوصیات ویژه ای فراتر و بالاتر از جدید بودن داشته باشد..... کارآفرینان در میان کسب و کارهای جدید یک اقلیت هستند.آنها چیز جدیدی، چیز متفاوتی خلق می کنند، آنها ارزشها را تغییر می دهند یا تبدیل می کنند.. آنها تغییر را بعنوان هنجار تلقی می کنند.

● مفهوم کارآفرینی در بخش کشاورزی

تعاریف و مفاهیم کارآفرینی در بخش های مختلف (کشاورزی، صنعت و خدمات) از نظر اصول و بنیاد یکی هستند. اگرچه کارآفرینی در کشاورزی در اصل و ماهیت خود تفاوتی با کارآفرینی در نواحی شهری و یا سایر بخش های اقتصادی ندارد، اما در واقع درون دادهای مورد نیاز جهت توسعة کارآفرینی نظیر سرمایه، مدیریت، آموزش، تکنولوژی، مؤسسات و نهادها، زیرساخت های حمل ونقل، دسترسی به بازار، شبکه توزیع و نیروی کار ماهر در شهرها و مناطق صنعتی و سایر بخش های اقتصادی راحت تر از مناطق روستایی و کشاورزی یافت می گردد..

کارآفرینی کشاورزی حالت مختص الشرایط، مختص المزرعه، و مختص المحصول دارد.

شکاف وسیع تر میان مناطق روستایی و شهری در کشورهای در حال توسعه و چیرگی صنعت بر کشاورزی و گرایش استراتژی ها و سیاست های توسعه به سمت صنعت، همراه با ویژگی های اقتصادی اجتماعی جامعة روستایی و کشاورزی باعث شده است تا کارآفرینی کشاورزی کمتر رشد داشته باشد. در کشورهای در حال توسعه کشاورز ضعیف ترین مأمور تولید در کشور است. او فاقد توانمندی های حرفه ای و حمایت های لازم از طرف دولت و سازمان های محلی و ملی است تا در نقش یک کارآفرین پویا عمل کند. با وجودی که زمین یک منبع غنی در این کشورها بوده و دارای پتانسیل های مناسبی جهت کارآفرینی می باشد، اما هنوز هم کشاورزان فقیر و ضعیف هستند.

تغییرات صورت گرفته در بازار (جهانی شدن، رشد جمعیت، دگرگونی در بازار کار کشاورزی، امنیت غذایی، رقابتی شدن بازار)، سیاست های کشاورزی (حرکت به سوی کشاورزی تجاری مبتنی بر بازار) و خود جامعه (افزایش بیکاری و کم کاری، مباحث زیست محیطی، تنوع زیستی، منابع طبیعی) از عواملی هستند که ضرورت کارآفرینی در کشاورزی ضرورت کارآفرینی در کشاورزی را بیش ازپیش نمایان می سازد. به خاطر تحولات فوق، یک دگرگونی ساختاری در شیوه های کنونی تولید کشاورزی لازم بوده و کشاورزی مبتنی بر بازار در چهارچوب توسعه پایدار، استراتژی اساسی توسعه کشاورزی خواهد بود. در این نوع کشاورزی، کشاورز بایستی به نحوی تولید کند که بتواند تولیدات خود را در بازار رقابتی که مبتنی بر خواسته های مشتری است، به فروش برساند. بدین منظور کشاورز بایستی فرصت شناس بوده و نیازهای مشتری را به درستی شناسایی نماید و سپس استراتژی لازم در جهت برآوردن این نیازها طراحی و اجرا نماید. به عبارتی دیگر کشاورز امروز بایستی یک کارآفرین باشد.

موقعیت بخش کشاورزی ایران در قرن ۲۱ و لزوم توجه به کارآفرینی

توجه به شش وضعیت/ ویژگی مهم

۱) کل مساحت ایران حدود ۱۶۵ میلیون هکتار می باشد که حدود ۵۱ میلیون آن زراعی است. در سال ۲۰۰۰ کل سطح زیر کشت در ایران ۱۸ میلیون هکتار بوده است که ۳۳% آن آبی، ۲۸% آن دیم، ۱۲% آن باغات و ۲۷% آن اراضی آیش و بایر بوده است. در حدود ۵/۳ میلیون قطعه زمین زراعی در ایران وجود دارد. خرده مالکی با زمین کمتر از ۱۰ هکتار حدود ۲۲% از کل زمین های زراعی را به خود اختصاص می دهد در حالیکه ۸۵% از جمعیت کشاورز را دربر می گیرد. مالکیت متوسط (۱۵ ۱۰ هکتار) حدود ۶۵% ار از اراضی و ۱۴% از جمعیت کشاورز را دارد. مالکیت بزرگ (بالای ۱۵ هکتار) حدود ۱۳% از اراضی و ۱% از جمعیت را به خود اختصاص می دهد.

۲) بر اساس گزارش بانک جهانی، در فاصلة سال های ۲۰۰۱ ۱۹۹۰ کشاورزی ایران به طور متوسط ۲/۱۵% از تولیدات ناخالص داخلی را به خود اختصاص داده است. همچنین سهم این بخش از درآمدهای حاصل از صادرات غیرنفتی معادل ۲۶% بوده است (اگر چه در حال کاهش بوده است). این در حالی است که کشاورزی سهم کوچکی از واردات ایران را به خود اختصاص می دهد (۱۴درصد). از طرف دیگر کشاورزی ایران یک چهارم کل اشتغال ایران را به خود اختصاص می دهد، به عبارت دیگر ۲۵% از کل فرصت های شغلی ایران مربوط به بخش کشاورزی است. صنایع غذایی کشور(به عنوان بخش مهمی از صنایع بخش کشاورزی)، بعد از صنعت پالایش نفت، مهمترین بخش صنعتی کشور از لحاظ تولید ارزش افزوده می باشد.

۳) کشاورزی ایران بایستی خود را آماده کند تا غذای جمعیتی معادل ۱۰۰ میلیون نفر را در سال ۲۰۲۰ تهیه کرده و ضمن ایفای نقش خود به عنوان یک موتور رشد اقتصادی، به کاهش فقر در ایران نیز کمک کند

۴) علیرغم دستاوردهای کمی قابل ملاحظه در زمینة کشاورزی، کشاورزان ایرانی در محیطی فعالیت می کنند که قویاً تحت تأثیر مداخله گری های ناکارآمد دولت قرار دارد. علاوه بر آن، اراضی کوچک و قطعه قطعه، استفاده از شیوه های سنتی تولید توسط کشاورزان خرده پا و مسائل جامعه شناسی مربوط به نسق زراعی در کنار فقدان یک ساختار مناسب از بازار (که منجر به خسارت های فراوان پس از برداشت گردیده است) باعث شده است تا این بخش با وجود پتانسیل های بالایی که دارد نتواند کمک قابل توجهی به رشد اقتصادی کشور و اشتغال زایی نماید.

۵) کشاورزی ایران به طور مشخص، در دهة گذشته شاهد تغییرات مداومی بوده است. در سال های اخیر کشاورزی ایران با چالش هایی نظیر: آزادسازی تجاری و در نتیجه دگرگونی در بازار، کاهش حمایت های دولت از تولیدکننده، افزایش رقابت در بازارهای کشاورزی جهانی، جهانی شدن، پیشرفت در زمینه فناوری های مرتبط، بیوتکنولوژی کشاورزی، سیاست های خصوصی سازی و کوچک سازی ساختار دولت و در نتیجه دگرگونی در بازار کار کشاورزی و مشکلات اکولوژیکی و اقلیمی نظیر سیل و خشکسالی که باعث افزایش ریسک کار کشاورزی گردیده است، مواجه بوده است. همچنین تغییر در ذائقه مشتریان تولیدات کشاورزی و تقاضای مشتریان کشاورزی از دیگر مواردی بوده که بخش کشاورزی ایران شاهد آن بوده است.

۶) از طرف دیگر، امروزه برای توسعه کشاورزی، کشاورزی رقابتی که قویاً تحت تأثیر نیروهای بازار (مشتری) است، مورد تأکید قرار گرفته است (فائو، بانک جهانی،سازمان بهره وری آسیای، سازمان تجارت جهانی). در کشاورزی رقابتی و مبتنی بر بازار، کشاورز برای آنکه موفق عمل کند بایستی خلاق، نوآور و فرصت شناس باشد؛ یعنی اینکه بایستی کارآفرین باشد نه اجراکنندة سیاست های دولت.

موانع آموزش عالی کشاورزی در تربیت فارغ التحصیلان کارآفرین

با توجه به مباحث مطرح شده، اهمیت کارآفرینی و تربیت فارغ التحصیلان کشاورزی کارآفرین مشخص می شود.. سوالی که در این زمینه مطرح می شود این است که موانع تربیت فارغ التحصیلان کارآفرین در آموزش عالی کشور ما کدامند. برای پاسخ به این سوال توجه به تاریخچه شروع اموزش کشاورزی در ایران می تواند راه گشا باشد. با بررسی نحوه شروع آموزش عالی کشاورزی در ایران مشخص می شود که سیستم فعلی اموزش عالی از خارج وارد شده و در واقع آموزش عالی کشاورزی با ساختار موجود فعلی از غرب وارد کشور شده است و لذا رابطه مناسبی بین محیط واقعی روستاها و بخش کشاورزی کشور با آموزش عالی وجود ندارد. این موضوع یکی از موانع اصلی در نزدیک نمودن محتوا و ماهیت آموزش عالی به شرایط واقعی محیط روستا و کشاورزی را موجب شده است.(حسینی، ۱۳۸۴).

مانع عمده دیگری که درمقابل افزایش کارایی آموزش عالی قرار دارد فاصله جغرافیای ایجاد شده بین محیط آموزشی و محیط واقعی کشاورزی می باشد که خود به خود منجر به ایجاد موانع دیگری در زمینه ارتباط دانشجویان و در نتیجه فارغ التحصیلان کشاورزی با کسب و کارهای مرتبط با کشاورزی می گردد.

همانطور که در مباحث بالا مطرح شد کارآفرینی ارتباط مستقیمی با خلاقیت و نوآوری دارد. لذا یکی از لازمه های تقویت کارآفرینی در میان داشنجویان، ایجاد محیطی مشوق ابتکار و خلاقیت دانشجویان می باشد که لازمه ایجاد چنین محیطی فراگیر محور بودن دانشگاهها و محیطهای آموزشی می باشد. توجه به واقعیتهای موجود در دانشگاهها و از جمله دانشکده های کشاورزی گویای این واقعیت است که دانشگاهها بیشتر متوا محور و در برخی موارد آموزشگر محور می باشند.

تجارب موفق در زمینه بهبود کیفیت کارایی دانشجویان و فارغ التحصیلان

درسال تحصیلی ۷۸_۷۷ ،مدیریت مزرعه دانشکده کشاورزی دانشگاه رازی کرمانشاه اقدام به اجاره زمینهای زراعی دانشکده به دانشجویان نمود. اگر چه در ابتدا دانشجویان رغبتی به این کار نشان نمی دادند ولی باتشویقها و حمایتهای مکرر مسئولین دانشکده و به خصوص مدیرمزرعه آموزشی، حدود۲۵ هکتار زمین زراعی با هدف آموزش به دانشجویان واگذار گردید. در این راستا یک کمیته دانشجویی تشکیل گردید و کلیه مسئوولیتها و کارهای مربوط به مزارع دانشجویان به این کمیته واگذارشد. در مراحل اولیه این طرح با تمهیداتی که از سوی مدیریت مزرعه آموزشی دانشکده کشاورزی صورت گرفته بود تلفیق آموزشهای تئوری و عملی در مزارع اجاره شده توسط دانشجویان به عنوان هدف اصلی انتخاب شد.همانطورکه انتظارمی رفت این کار، نتیجه بسیارخوبی به همراه داشت به طوری که در مدت کوتاهی باعث تغییر و بهبود نگرش این دانشجویان به کارهای تولیدی و عملی کشاورزی گردید. این دانشجویان اظهارمی داشتند "اگر کار کشاورزی با به بکارگیری روشهای علمی همراه گردد، نتیجه و سود بسیار خوبی در پی خواهدداشت "ویا" به راحتی می توان ازیک هکتارزمین زراعی معادل دوبرابرحقوق سالیانه یک کارمند دولت ،محصول برداشت نمود".

اظهاراتی ازاین قبیل از طرف دانشجویانی که عملا وارد کار کشاورزی شده وبه ازاء درآمد بالای یک میلیون تومان از هر هکتارکسب کرده بودند و تقاضای بیش از ۲۵۰ نفر از دانشجویان پسر و دختر برای اجاره زمین از دانشکده برای کشت در سالهای بعد و کسب موفقیت و انگیزه بیشتر در نتیجه این کارها و همچنین تجربه مشابه انجام شده دردانشگاه مشهد ،به خوبی اثربسیارمثبت تلفیق دروس عملی باتئوری را در علوم کشاورزی نشان می دهند که نبایستی ازآن غفلت نمود.

از جمله تجارب مفیدی که در زمینه بهبود کیفیت آموزش عالی صورت گرفته می توان به تجربه دانشکده هاگزبری در کشور استرالیا اشاره نمود. در این دانشکده بر شیوه آموزش تجربی و بر کسب مهارتهای عملی و کاربردی کشاورزی توسط تاکید می شود.

برخی از راهکارهای مهم جهت توسعة کارآفرینی در بخش کشاورزی

۱) باید وضعیت نیروی انسانی و توانمندی های فعلی و نارسایی های فعلی بخش کشاورزی را از بعد کارآفرینی شناسایی نمود. در این رابطه دید نظام مند ضرورت دارد تا تعادل و پایداری سیستم کشاورزی و تعامل آن با سایر سیستم های اجتماعی و اقتصادی جامعه به هم نخورد؛

۲) ایستی زیرساخت های مناسبی را برای این کار فراهم نمود. زیرا اولین اصل مهم در توسعه کارآفرینی در سطح کلان، توسعه زیرساخت ها است:

الف) سیاست های دولت در بخش کشاورزی:

▪ اولویت بخشی به کشاورزی در برنامه ریزی های توسعه

▪ حرکت به سوی رقابتی کردن بازار محصولات کشاروزی

▪ کاهش/ حذف و یا بازنگری در قوانین صادرات و واردات محصولات و نهاده های کشاورزی

▪ تقویت بخش های تولید، ارزش افزوده، و خدمات کشاورزی

▪ متنوع سازی فعالیت های کشاورزی و کشاورزی جایگزین

ب) شرایط اقتصادی اجتماعی:

▪ بکارگیری و توجه به "الگوهای نقش" موفق( کشاورزان کارآفرین)

▪ استفاده از مشوق های اقتصادی و وام های مناسب و کم بهره

ج) آموزش

▪ آموزش فنی حرفه ای کشاورزی

▪ آموزش مهارت های کسب وکار

▪ توسعه و تقویت خصوصیات و مهارت های کارآفرینانه

▪ برنامه های کوتاه مدت آموزش کارآفرینی برای گروه های مختلف کشاورزان

▪ پرورشگاه ها و پارک های فناوری

د) حمایت های مالی و غیرمالی

▪ برنامه های مشاوره ای

▪ ایجاد و توسعة شبکه های کارآ فرینی

▪ نظام و شبکة اطلاعاتی کارآفرینی

▪ تحقیق و توسعه

▪ وام ها و مشوق های مالیاتی

▪ تسهیلات و امکانات فیزیکی( زیرساخت های فیزیکی، نهاده ها و مواد اولیة مورد نیاز، جاده، مخابرات، حمل ونقل و...)

۳) باید به توسعه سخت افزارها و نرم افزارهای موردنیاز جهت اجرای مکانیزم های موردنظر فعالانه همت ورزید.

۴) استراتژی هایی به منظور تولید محصولات جدید جهت ارائه به بازار؛

۵) استراتژی هایی جهت ارائة خدمات جدید کشاورزی به جامعه؛

۶) استراتژی هایی برای نفوذ در بازار و یا ایجاد بازار جدید؛

۷) استراتژی هایی جهت راه اندازی یک کسب و کار جدید وابسته به کشاورزی. این کسب و کار می تواند در بخش فعالیت های درون مزرعه ای، فعالیت های مربوط به فرآوری و صنایع تکمیلی کشاورزی با هدف تولید ارزش افزوده به محصولات کشاورزی و یا فعالیت هایی در خارج از مزرعه و در بخش خدمات کشاورزی صورت پذیرد؛

۸) استراتژی هایی در جهت به کارگیری تکنولوژی و شیوه های جدید تولید در کشاورزی؛و

● پیشنهادات

در بخش آموزش عالی کشاورزی

▪ حرکت به سوی فراگیر محوری در دانشگاهها(نیاز دانشجو محور باشد). تجربه دانشگاه رازی

▪ ایجاد محیطی مشوق ابتکار و خلاقیت دانشجویان(محیط فعلی کاملا برعکس می باشد)

▪ دروسی در زمینه کارآفرینی در دانشکده های کشاورزی برای دانشجویان رشته های کشاورزی اضافه گردد.

▪ همکاری سازمان جهاد کشاورزی با دانشکده کشاورزی در ارتقاء مهارت عملی دانشجویان

در وزارت جهاد کشاورزی

▪ سیاست های اقتصادی کلان پایدار و مناسب در جهت توسعة کشاورزی با در نظر گرفتن محیط کلان اقتصادی مورد نیاز جهت توسعة کارآفرینی؛ ایجاد یک محیط مساعد جهت انجام فعالیت های کارآفرینانه ابتدائاً از سطح ملی شروع می گردد. دولت ها بایستی شرایطی را مهیا کنند که در آن شاهد یک پایداری اقتصادی در سطح کلان باشیم. سیاست های بنیانی برای اقتصاد کلان، پایداری سیاست ها و داشتن یک تعریف مناسب و معقول از حق مالکیت بسیار مهم است؛

▪ برنامه ها و سیاست های مناسب در جهت توسعه و پرورش خصوصیات و مهارت های کارآفرینانه در نیروی انسانی بخش کشاورزی از طریق آموزش های رسمی و غیر رسمی؛

▪ تلاش در جهت بسته نگه داشتن اقتصاد و حمایت از اقتصاد داخلی از موانع کارآفرینی محسوب می شود. سیاست های ملی کشاورزی نظیر سوبسید در جهت قیمت کالاهای کشاورزی با توجه به آنکه باعث تضمین کردن حداقل درآمد برای افراد می گردد (این ایده را در ذهن افراد پرورش می دهد) مناسب در جهت کارآفرینی نیست.

▪ ترویج فرهنگ کارآفرینانه در مناطق روستایی و در سطوح مختلف؛

▪ ترویج کشاورزی می تواند نقش بسیار ارزنده ای در توسعه کارآفرینی در مناطق روستایی (از بعد کشاورزی و غیر کشاورزی) ایفا نماید، اما مروجان بایستی خودشان قبلاً دارای دیدگاه کارآفرینانه باشند. آنها باید سعی کنند که به کشاورزی تنها همانند یکی از فعالیت های ممکن در روستا که می تواند به توسعة روستا کمک کند، نگاه کنند. آنها باید سعی کنند که در مناطق مختلف و براساس پتانسیل های منطقه و سایر عوامل اثرگذار بر رشد و توسعه اقتصادی منطقه، استفاده های جدیدی را از زمین کشف نموده و سپس سعی کنند که روستایان را در جهت این فعالیت جدید هدایت نمایند.
      
   
   
            منابع و مأخذ
۱. نصیری قیداری، حسن.(۱۳۸۱). بسترسازی کارآفرینی،همت همگانی می طلبد. مجله بازاریابی. شماره ۲۲، دی ماه، ۲ ۳.صص۱۱ ۷
۲. یعقوبی ، جعفر.(۱۳۸۲).کارآفرینی در کشاورزی. ماهنامه الکترونیکی ترویج و توسعه روستایی، شماره ۲، اردیبهشت ماه، ص۲۰ ۲۵.
۳. مقیمی ،محمد و محمود احمدپور داریانی. (۱۳۸۱). طراحی دوره های آموزش کارآفرینی برای کارآفرینان صنایع کوچک و متوسط که در مرحله بهره برداری قرار دارند. مجله بازاریابی. شماره ۲۲، دی ماه. صص ۳۷ ۳۸.
۴. پاپ زن، عبدالحمید (۱۳۸۲). کدامین استراتژی برای حل مشکل بیکاری در ایران: توسعه سخت افزار و یا مغز افزار. دومین کنفرانس اشتغال و توسعه. تهران. آبان ۱۳۸۲
۵. حسینی، سید محمود(۱۳۸۴). آموزش کشاورزی کارآفرینانه. جزوه درسی دوره دکتری آموزش کشاورزی. تهران: دانشکده کشاورزی دانشگاه تهران
۶. سازمان سنجش آموزش کشور. (۱۳۸۲). کلیات طرح کارآفرینی در دانشگاهها(کاراد). سایت اینترنتی سازمان سنجش
http://www.sanjesh.org
۷. Don Mackie. (۲۰۰۲). Entrepreneurship in Rural America Southern. Rural Development Center’s quarterly newsletter. Available [on line] at WWW:
www.ruraleship.org/content/ pdf/Article SRRD%۲۰Center.pdf
۸. Henry, Collette, frances hill and Claire litch (۲۰۰۳). Entrepreneurship education and training. London: Ashgate
۹. Lescevica Maira. (۲۰۰۲). Rural Entrepreneurship Success Determinants. Available [on line] at WWW:
www.kc.frb.org/PUBLICAT/MainStreets۰۳/RC۰۳_Dabson.pdf
۱۰. Brian Dabson. (۲۰۰۲). Supporting Rural Entrepreneurship. . Available [on line] at WWW:
www.kc.frb.org/Publicat/Exploring/RC۰۱Dabs.pdf
جعفر یعقوبی

منبع: وبسایت آفتاب





+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم مهر 1390ساعت 11:32  توسط علی اجلالی | 


کانتر خاطر نشان می کند که توانایی شخصی در ریسک پذیری و تشکیل شرکت تا حد بسیاری به شبکه های سازمان یافته ی حمایتی قابل دسترس مدیران بستگی دارد. در حقیقت ادوارد بان فیلد (Edward BonField) (1964)- اندیشمند سیاسی – معتقد است که موفق ترین سیاستمداران در یک سیستم سیاسی افرادی هستند مانند دالی شهردار سابق نیویورک (Mayor Daley) که می دانست چگونه مبالغ قابل توجهی از تعهدات علائق شخصی را جمع آورد.

شرکتهای بزرگ از بسیاری جهات شبیه سیستمهای سیاسی عمل می کنند. کارآفرینان اغلب کارهایشان بهتر از راه اندازی شبکه های اجتماعی جهت تمامی مزایای بین فردی قابل تحمل توسط این ترافیک انجام می دهند. کاملاً طبیعی است که اینان محیطهای اداری بوروکراتیک را به هیچ وجه مطابق ذائقه ی خویش نمی یا بند. همچنانکه شاپرو و دیگران بدر ستی خاطر نشان کردند اغلب همین عوامل برآشوبنده ی حرکتهای سازمانی ، کاهش خود گردانی و دخالت های نا بجاست که باعث می شود گوسفند سیاه رمه را رها کرده وبه راه خویش رود.

نوآوری به عنوان یکی از ویژگیهای ضروری در تعریف کار آفرینی ، مشکلاتی را ایجاد می نماید. از نظر پروفسور شاپرو رویدارکارآفرینی به معنای نوآوری است. در صورت وجود سایر معیارهایی که شاپرو لیست کرده است ،صرف آغاز یک کار خود یک کار آفرینی محسوب می شود. اما چرا باید تصمیم به برپا کردن یک دکه ی خیابانی ویا دست فروشی به عنوان نوآوری در نظر گرفته شود؟

در عین حال بدون وجود نوآوری و تازگی به عنوان بخشی از تعریف کار آفرینی ،توجیه اختلاف موجود میان سازماندهی شرکتهای جدید و مشاغل کوچک چندان کار ساده ای نخواهد بود.اما حتی اگر دانشگاهیان توجه چندانی به این مطلب نداشته باشند ولی نویسندگان نشریات بازرگانی بی تردید علاقه مند هستند که همچنان میان افرادی که به راه اندازی تاسیسات خشک شویی ،ساندویچ فروشی ،ایستگاه پمپ بنزین و آنان که به فروش فرش ،skis پلاستیکی ، hula hoops و میکرو پروسسوراشتغال دارند ،تمایز قائل شوند.

از آنجائیکه خاصیت نوآوری در توالی بلا فصل چیزهای مختلف تفاوت می کند لذا کاربرد آن با مشکلاتی مواجه می باشد. هر یک از مشاغل جدید چیزی متفاوت در خود دارند .چه هنگام خاصیتی به اندازه ی کافی در چیزی وجود دارد تا بتوان آنرا "کارآفرینانه " خواند؟ بی شک تغییرات پیشگامانه ی ری کراک (Ray Kroc) در صنایع غذایی آماده با هر استانداردی ،نو آوری تلقی می گردد.

همچنانکه تد لویت (Ted Levitt) در یکی از مقالات سا ل 1972 بررسی تجاری هاروارد (Harvard Business Review) خاطر نشان کرد ه است .کراک تکنیکهای خط مونتاژ را برای تولید همبرگر دونالد سرویس دادن به مشتری ها بکار گرفته است و انقلابی سازمان بافته در سرویس غذاهای آماده ایجاد نمود که بعدها توسط دیگران از آن کپی برداری شد.بر طبق تعریف شوم پیتر این یک نو آوری تکنولوژیک نبود بلکه صرفاً عبارت بود از "یک ترکیب جدید " که مشخصاً با مورد مغازه داری که صرفاً با خلق یک ساندویچ جدید حجم درونی یک ظرف غذا را افزایش می دهد تفاوت دارد. شما می توانید اگر بخواهید هر دو مورد را "رویداد کار آفرینی " بخوانید اما دوره های مربوط به راه اندازی شرکتهای جدید بر نمونه های کراک وسایر افرادی که زمینه های جدید ، حساس و قابل مشاهده ای را در صنایع خود بو جود می آورند ، تاکید می ورزند.
 به روز کردن شوم پیتر

مفهومی که شوم پیتر درباره ی کار آفرینی تعریف کرده است مطمئنا به اندازه ی کافی انعطاف پذیر بوده است به مواردی که از حساسیت کمتری برخوردار بود ه این امکان را داده است تا خرید کردن را به تجربه ای ارزشمند تبدیل کند. گرچه به نظر می رسد الگوی وی رجال و اعیان قرن نوزد همی بوده است تا دلالان غیر ملموس غذای خشک که نخستین سو پرهای بزرگ را با اجناس جالب ،پیشخوان های sarsaparilla و سیاست قیمت گذاری ثابت به منظور تبدیل کردن خرید به یک تجربه ی آرام و ارزشمند به وجود می آورند.شوم پیتر بر نوآوریهای حساسی تاکید داشت که باعث رشد بلند مدت و دائم اقتصاد می شوند.

شوم پیتر همچنین به این مطلب اذعان داشت که کار آفرین در حالیکه در تلاش است تا شرکت جدیدی را سازماندهی نماید ، یک کار آفرین است اما آنگاه که کسب و کار وی براه افتاد ،دیگر یک مدیر- مالک می باشد. نوآوریهای جدید و تغییرات نوآوریهای اولیه می تواند مدیر-مالک را به نقش کار آفرینی قبلی خود بازگردند. بنابراین تعریف شوم پیتر نیز به مفهوم شاپرو یعنی رویداد کار آفرینی می رسد اما هنوز بسیار محدودتر است چراکه شوم پیتر بر نو آوری پافشاری می نماید(که چیزی بیش از صرف راه اندازی کاری را ایجاب می کند که قبلاً وجود خارجی نداشته است.) ونیز بر سودی غیر قابل محاسبه که حق یک کار آفرین موفق می باشد.

همین مورد اخیر است که که محدود کننده بوده و ایجاب می کند که کار آفرینی در محدوده ی اقتصاد شرکتهای آزاد در بخش خصوصی باقی بماند. بی شک در جامعه ای همچون اتحاد جماهیر شوروی نیز " تسریع کنند گان " (expediters)

بسیاری وجود دارند که به عنوان کار آفرین عمل می کنند و حکومت نیز وجود آنها را تحمل می کند ، چراکه ایشان در حضور آن خشونت بوروکراتیک منابع مختلف را گرد می آورند .البته این افراد هیچگونه سودی به معنای متداول آن بدست نمی آورند.،بلکه گاه هدایایی زیر میزی وپاداشهایی در یافت کرده و یا از حقوقی بهره مند می گردند که پایه گذار ویژگیهای آنها در قاموس کار آفرینی می باشد.

هنگامی که ما از این مسئله که کار آفرین کیست و کار آفرینی چیست پیشتر رفته و به این سوال می رسیم که چرا برخی افراد تمایل بیشتری به استقلال ، ریسک پذیری ، ابتکار عمل نوآوری دارند ،به سرعت متوجه می شویم که پاسخ به این گونه مسائل به شدت مفهومی که از کار آفرینی پذیرفته ایم بستگی دارد. اگر مفهوم مورد نظر بیش از حد وسیع باشد وهر موردی را در بر گیرد ، هر کسی در دچار حیرت می شود که آیا جستجو برای عوامل سببی معانی مختلفی راد ر بر خواهد گرفت یا نه.

بی شک در جامعه ای همانند جامعه ی ما تعداد فراوانی از مردم در مقاطع مختلف زندگیشان ،با رویدادهای کار آفرینی در گیر بوده اند. در ارتباط با افرادی که در مشاغل خصوصی مستقل فعالیت داشته اند. نکات مختلف مربوط به کار آفرینان از قبیل شخصیت ، مشاغل والدین و پیشینه های اجتماعی به طور وسیعی مورد مطالعه قرار گرفته اند. هر گاه مفهوم مورد نظر از کارآفرینان چنان باشد که افراد شاغل در بخش خدمات مدنی ، مدیران کارخانه های شوروی ویا سازمان دهندگان مدنی و شهری را نیز شامل شود،احتمالاً ارتباطات فوق الذکر بسیار ضعیف خواهد شد .

فصلی که پروفسور شاپرو نگاشته است در هشدار دادن دانشجویان کار آفرینی نسبت به ماهیت بسیاری از تشکیل شرکتهای اتفاقی بسیار مفید بوده است. احتمالات غیر قابل پیش بینی میتواند بسیاری از افراد را به کار آفرینی هدایت نماید که ممکن بود درغیراین صورت حرفه های مطمئن تر و تثبیت شده تری را دنبال کنند. با وجود اینکه متون بسیاری بدین فرض تمایل دارند که تنها برخی از انواع شخصیتها هستند که ناگزیر به سوی نقشهای مستقل از جمله تشکیل شرکت رانده می شوند اما پروفسورشاپرو خاطرنشان می کند جنبه های منفی زندگی فردی نیز اگر مهمتر نباشند ، به همان اندازه دارای اهمیت می باشد.

 اخراج ناشی از ظلم استبداد سیاسی یا مذهبی ویا از دست دادن کار ممکن است به اندازه ی نیاز به استقلال درآمد بالا اهمیت داشته باشد. می توان چنین فرض کرد که کار آفرینان "اتفاقی " نقش خود را تا حد زیادی مدیون عواملی چون اخراج واز این قبیل می باشد در مقایسه با کار آفرینان "ناگزیر " که در سایر بخشهای متون مربوطه از آنها صحبت شده ، دامنه ی وسیعتری از فاکتورهای فردی را به نمایش می گذارند.
 کار آفرینان ساختگی متصنعی:

جامعه شناسی کار آفرینی این واقعیت را نیز در نظر می گیرد که کار آفرینی در حال تخصصی شدن است. به خاطر وجود مراکز ،موسسات و برنامه های جدید آموزش فارغ التحصیلان ،نظام جدیدی از کار آفرینی در حال شکل گیری است.در حالیکه کارآفرینان متخصص در صد بسیاری پائینی از کارآفرینان آمریکائی را تشکیل می دهند ،واین نسبت طی دهه های آینده نیز به همین مقدار خواهد بود،اما ظهور چنین قشری در صحنه ی کار آفرینی تغییر وتبدیلاتی را در الگوهای توصیفی تثبیت شده ایجاب می نماید.دانشجویان MBA امروزه ممکن است به مفاهیمی دست یابند که درصورت فقدان برنامه های تخصصی دست یابی به آنها بعید می نمود.

 سمینارهای آموزشی فراوان فزاینده ای در زمینه ی کار آفرینی در دانشگاه ها و کالج ها برای دانشجویان ترتیب داده می شود.مطمئنا جامعه شناسی کار آفرینی برآن خواهد بود تا کار آفرینی را که آموزشهای تخصصی جدید را دیده اند مورد مطالعه قرار داده و آنها را با افرادی بدون هیچگونه تحصیلات رسمی در زمینه ی کار آفرینی به تاسیس شرکتها مبادرت کرده اند مقایسه نماید.آیا این دو گروه به یک اندازه موفق می باشند؟با در نظر گرفتن این حقیقت که بسیاری از دانشجویان این رشته خود آنرا برگزیده اند ،آیا برنامه های آموزش تخصصی در راه اندازی شرکتهای جدید براستی تفاوت چندانی ایجاد کرده است؟

در حالیکه کار آفرین " اتفاقی " بخاطر احتمالات خارج کنترل خود به تاسیس شرکت روی آورده است ، یک کار آفرین آموزش دیده ممکن است خود آگاهانه تصمیم به اتخاذ چنین نقشی گرفته باشد،حتی قبل از آنکه کارش دقیقاً چه خواهد بود. این بیانگر دیگری از گونه های هیفالومپ می باشد : " کار آفرین تصنعی ".

یک کار آفرین غیرواقعی تصنعی حتی قبل از آنکه موقعیت شرکت را در بازار به آزمون گذارد ،خود را آگاهانه به نقش خویش شناسائی می نماید.
 چند نوع هیفالومپ؟

چند نوع مختلف از گونه های هیفالومپ موجود می باشد؟ بی شک با تعریفی وسیعتر از مفهوم شوم پیتر ،تعداد بسیار زیادی از این انواع در این گونه وجود دارد.کار آفرینی بسیاری ز خانواده های کاری هندوستان باید مقامات و قوانین دولتی را بشناسد و با سرکشی موانع سیاسی و بوروکراتیک را دور بزنند.

آن تولید کننده ی محصولات نساجی در مدرس که هنگامیکه متوجه شد شرکتش بزرگتر از آن است که سفارشات البسه ی دولتی را به آن بدهند ، تصمیم گرفت شرکتهای کوچکتری را بو جود آورد ، دور هر یک از ماشینهای ریسندگیش خطی کشید و هر یک از آنها را به یک شرکت جداگانه تبدیل کرد ؛وی مثالی است بارز.کار آفرینی بسیاری از بازرگانان و سرمایه داران شامل احتمالات موشکافانه خرید و فروش می شود در مقابل رقیبان و کانالهای رو به گسترش نیمه قطبی اطلاعات .ریچارد کانتی لون (Richard contillon) عبارت "کار آفرین " را در قرن هیجدهم صرفاً برای چنین بازرگانی ابداع نمود(کیلبی ، 1971) . صاحبان شرکتهاhigh-tech که احتمالات بازار را با نوآوریهای تکنولوژیک در اختیار می گیرند در مقایسه با کارآفرینان تجاری و صاحبان مشاغل کوچک به پیچیدگی و قدرت مالی بیشتری نیاز دارند.

بطور خلاصه ، اگر یک نوع بخصوص ابتکار عمل داشته باشد ، در سازمان دهی و مدیریت منابع از خود گردانی قابل توجهی برخوردار باشد، در ریسک آورده های شرکت سهیم باشد، در عدم اطمینان نسبت به سود سهیم باشد ،و به شکلی زمینه ای و اساسی نوآوری نماید، آنگاه احتمالاً از انواع هیفالومپهای متنوع موجود در ایالات متحده و اروپای غربی خواهد بود.

مفهوم شوم پیتر بسیار محدود می باشد و شخصاً نه در مورد اقتصاد دارای برنامه ریزی متمرکز کاربرد دارد و نه در مورد اقتصاد های پیشرفته یعنی جائیکه کارآفرینان عملاً در آنجا حضور دارند. از طرف دیگر تمایل به پذیرش مفهومی بسیار گسترده ممکن است باعث شود که موضوع بسیار فرا تراز جایگاه اصلی خود در تهورات تجاری اقتصاد بازار آزاد قرار گیرد، یعنی که از هر چیز گذشته محلی است که مطالعات تحقیقاتی ادعا می کنند که هیفالومپها را از آنجا در جستجوی غذا یافته اند.


مدیران / گرد آوری: گروه جامعه سایت تبیان زنجان

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم مهر 1390ساعت 11:26  توسط علی اجلالی | 
تا نیابم آنچه در مغز من است        یک زمانی سرنخارم روز و شب
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم مهر 1390ساعت 10:17  توسط علی اجلالی |